تاج الدين احمد وزير
351
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
فرد [ إذا ما نابك الأمر فكن بالصّبر لواذا . . . ] إذا ما نابك الأمر فكن بالصّبر لواذا * و إلّا فاتك الأجر و لا هذا و لا هذا أحبب حبيبك هونا ما * عسى أن يكون بغيضك يوما ما و أبغض بغيضك هونا ما * عسى أن يكون حبيبك يوما ما علىّ إذا لاقيت ليلى بخلوة * زيارة بيت اللّه رجلان حافيا * * * عليك بالصّدق و لو أنّه * أحرقك الصّدق بنار الوعيد و أبغ رضى اللّه فأغنى الورى * ما سخط المولى و أرضى العبيد * * * مزجت دموعى بالدّمآء صبابة * فدمعى ممزوج و ودّى خالص مسألة از حساب به طريق جبر و مقابله اگر گويند كه حوضى پر آب است و نيزه [ اى ] در ميان آن مركوز است * 296 * و چنان راست است كه به هيچ طرف ميل ندارد يعنى عمود [ ا ] ست بر سطح آب و از نيزه مقدار شش گز بيرونست از آب و چون « 1 » سر نيزه را به طرفى كشند تا پارهپاره آنچه « 2 » از وى بيرون است به آب فرورود و بن نيزه برقرار خود باشد از آنجا كه سرنيزه به آب رسد تا آنجا كه راست ايستاده بود مقدار ده گز باشد مجموع نيزه را مقدار چند باشد ؟ جواب آنست كه آنچه از نيزه در آب است در حالت انتصاب چون مجهولست شى « 3 » باشد و آن مقدار را در و هم نگهدار بر حال خود و چون نيزه را بكشند چندانكه « 4 » سرنيزه به آب رسد مثلثى پيدا
--> ( 1 ) در اين موضع حرف از نوشته شده و خط خورده است . ( 2 ) آنح . ( 3 ) اين كلمه ظاهرا شى خوانده مىشود و معادل است . ( 4 ) حداك .